حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
389
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
هر سال چنان كه سابقا اشاره كرديم يا خود به خدمت سنجر مىآمد و يا پسر خويش اتسز را بدربار خراسان ميفرستاد و در جنگهائى كه سنجر در ماوراء النّهر و غزنين و عراق ميكرد همواره اين پدر و پسر در ركاب سنجر بودند . محمّد خوارزمشاه كه مردى عادل و نيكوسيرت و ادبپرور بود در سال 522 وفات يافت و پسرش اتسز بمقام او منصوب شد . دورهء خوارزمشاهى علاء الدّوله ابو المظفّر اتسز ( 522 - 551 ) به دو دوره تقسيم مىشود : دورهء اوّل از 522 تا 530 كه در اين فاصله اتسز مانند پدر مطيع و خدمتگزار سنجر بود و در خدمت سلطان بجنگ و شمشيرزنى اشتغال داشت دورهء دوّم از 530 تا 551 كه در ظرف آن ميانهء او و سلطان اكثر ايّام خصومت و رقابت برقرار بود و سنجر به شرحى كه در تاريخ سلطنت او گذشت سه بار يعنى در ربيع الاوّل 533 و ربيع الاوّل 536 و جمادى الاخرى 542 بخوارزم لشكر برد و هر سه بار اتسز را مغلوب و بتسليم و عذرخواهى مجبور نمود و اتسز با اينكه از 542 ببعد ديگر بعلّت گرفتاريهائى كه در كشمكش با قراختائيان و انقلابات حدود شمالى و شرقى قلمرو خود داشت بر سلطان قيام نكرد ليكن با او نيز باطنا در حال صفا و يگانگى سر نميكرد تا آنكه در موقع اسيرى سنجر بدست تركمانان غز بخراسان آمد و تا موقعى كه سلطان از اين حبس نجات يافت در آنجا بود امّا قبل از آنكه تكليف كار خراسان و حال روابط آينده بين او و سنجر روشن شود اتسز بتاريخ نهم جمادى الاخرى سال 551 در ولايت قوچان حاليّه جان سپرد . اتسز مردى شجاع و بىباك و اميرى عادل و شعرپرور و كريم و جوانمرد بود . نام نيك و ذكر خير او را رئيس ديوان انشاء و مادح مخصوص او رشيد الدّين محمّد وطواط بلخى كه در سال 573 وفات يافته در اشعار فارسى و عربى خود جاويد ساخته و اين شاعر و نويسندهء زبردست كه در نظم و نثر هر دو زبان فارسى و عربى در زمان خود كمتر نظير داشته بفرمان اتسز بتأليف كتاب بسيار مشهور خود يعنى حدايق السّحر فى دقايق الشّعر دست زده است . غير از رشيد بعضى از شعراى سنجرى مثل اديب صابر